تبليغاتX
طبیعت
من شهروند جهانم
پست ثابت
نوشته شده توسط امید علی نوری در ساعت 18:53

این پست در بازه های زمانی نا معلوم با یادداشت های من به روز میشه...

خب گاهی روش های انتزاعی، می تونه دریچه های نوئی رو بروی ما باز کنه و ما رو به جایی برسونه که با هیچ کدوم از ابزار های موجود نمی شه بهش رسید، البته منظورم اون روش های انتزاعی ایه که لااقل با تجریه های موجود بشر جور در بیاد یا بشه این حدس رو زد که روزی بشر بهش در عمل برسه.

 مثلا اندیشیدن در مورد ذرات غیر قابل مشاهده با چشم و ساختن یک مدل ذهنی ازشون، باعث می شه که ما به وجود چیز هایی که به طور ملموس به تجربه در نمیان آگاه بشیم و بعد از مدتی تلاش برای به اثبات رسوندن این مدل، بتونیم با ابزار هایی که بهشون اعتماد داریم مشاهده ی مستقیم و ملموسی به این مدل ذهنی داشته باشیم و چیزی به نام اتم رو کشف کنیم...

پس می بینیم که تخیل و استفاده از روش های انتزاعی می تونه موتور محرکی باشه برای پیش بردن لوکوموتیو بشریت از جایی به جای دیگه!!!

مسئله ای که اینجا مطرح میشه کاربرد این مسائل و عقاید انتزاعی در زندگی روزمره ی ماست، وقتی که به طور مثال فردی به لایه های پنهان فیلم "ادیسه ی فضایی 2001" می رسه و به اون دُز از تخیل، اینجاست که باید پرسید: کاربرد این حد از تخیل در زندگی روزمره ی ما چیه؟ 

برای سنجش یک مسئله و عقیده ی انتزاعی باید به نمود های اون در واقعیت بپردازیم...

در پایان یک نکته رو متذکر بشم که، قرار نیست کاربرد ها رو به شکل سنتی شون در نظر بگیریم، وقتی از کاربرد می گم منظورم هر شکلشه ، می تونه من رو به خودکشی برسونه، یا به دوست داشتن زندگی، بی اعتباری، سکوت، بی اعتنایی به زندگی و...

اگر برای فرد مفید باشه، کافیه!

همین...

***************************************

پیشنهاد ادبی(!):

این وبلاگ ها رو به همه ی دوست داران ادبیات پیشنهاد می کنم، به خصوص به اعضای انجمن های ادبی ، ستاک، کهور و نیما، هرکدومشون می تونن نقش یه کارگاه ادبی رو داشته باشن:

سحر محمدی

 مهران نعمانی

محمد علی نوری

 یوسف فروتن

کاسنی

رسول زاهدی

حمید رضا گروسی

الهام سلطان پور

داود اسدی

مهرناز عطایی

برای مشاهده ی نظرات قبلی به این پست به اینجا  برید (۵۷ نظر)



:: موضوعات مرتبط: بحث آزاد
ژوزه
نوشته شده توسط امید علی نوری در ساعت 13:24

   

          حالا چی ژوزه؟

"ژوزه"

شعری از شاعر برزیلی
 کارلوس دروموند د آندراده
بازسرایی به فارسی: محمد رضا فرزاد

برای خوندن این شاهکار به ادامه ی مطلب برید



:: موضوعات مرتبط: تصاویر، متفرقه، طبیعت
:: برچسب‌ها: کارلوس دروموند د آندراده, ژوزه, ادبیات
داستان کوتاهی از خودم
نوشته شده توسط امید علی نوری در ساعت 12:35
       

         پیش نوشت: امیدوارم از اینکه تو این یکی دو ماه گذشته نتونستم جواب نظراتتون رو به موقع بدم ناراحت نشده باشید، سعی می کنم دیگه تکرار نشه...!

     قبل از خوندن داستان بهتون پیشنهاد می کنم به این تصویر خیره بشید!!!

           

   داستان کوتاه در ادامه ی مطلب



:: موضوعات مرتبط: دفتر من، طبیعت
:: برچسب‌ها: داستان کوتاه, ادبیات
هر چی تلاش کردم نتونستم اسمی واسه این پست بذارم
نوشته شده توسط امید علی نوری در ساعت 0:18
                           

                         بهتر است به لکه های سیاه تصویر خیره شوید قربان

                                  این نقطه ی آبی

                                           کوچکتر از آن است

                                                    که سیاهی چشم هایتان را بپوشاند...

                                                                                        امید نوری



:: موضوعات مرتبط: دفتر من
:: برچسب‌ها: ادبیات
تاملی در شبکه های اجتماعی مجازی
نوشته شده توسط امید علی نوری در ساعت 10:45

                            آیکون شبکه های مجازی

امروز تو گوگل در حال جستجو  بودم که به یه وبلاگ برخوردم، یکی از پست های این وبلاگ منو وسوسه کرد که دوباره دست به کیبورد بشم و چند تا جمله تایپ کنم، پستی به نام جدایی الهام از زوکر که اشاره داشت به دلایلی که باعث شده نویسنده ی مطلب از فیس بوک زده بشه، دلایلی که حتما برای خیلی از فیس بوکی ها و اعضاء دیگر شبکه های اجتماعی آشناست. تلاش دارم تو این پست به یه بررسی کلی در مورد شبکه های اجتماعی بپردازم، آماده ام تا نظراتتون رو بخونم و پاسخگو باشم.

بهتون پیشنهاد می کنم حتما ادامه ی این پست رو تو ادامه ی مطلب بخونید...



:: موضوعات مرتبط: متفرقه
نجمه زارع
نوشته شده توسط امید علی نوری در ساعت 22:49

نجمه زارع در 29 آذرماه 1361 در شهرستان کازرون دیده به جهان گشود. وی شش ماه پس از تولد همراه با خانواده‌اش به قم عزیمت نمود و در آنجا ساکن شدند. دوران دبستان را در مدرسه‌ی «اوسطی» قم گذراند و دوران راهنمایی و دبیرستان را به ترتیب در مدارس «نرجسیه» و «شهدای چهارمردان» پشت سر گذاشت. طی سال‌های 79 تا 81 در دانشگاه همدان به تحصیل در رشته‌ی عمران پرداخت و سرانجام با اشتباه پزشک معالجش در تاریخ 31 شهریور 1384 دارفانی را وداع گفت.

وی در دوران کوتاه زندگی خود با حدود 30 عنوان برگزیده در کنگره‌های شعر و سرایش 4 دفتر شعر، نام خود را در حافظه‌ی ادبی ایران ثبت نمود. 

منبع: http://www.postmodir.blogsky.com



غزلی از نجمه زارع


قلبت که می‌زند، سر من درد می‌کند

این روزها سراسر من درد می‌کند

 

قلبت که ... نیمه‌ی چپ من تیر می‌کشد

تب کرده، نیم دیگر من درد می‌کند

 

تحریک می‌کند عصب چشم‌هام را

چشمی که در برابر من درد می‌کند

 

شاید تو وصله‌ی تن من نیستی، چقدر

جای تو روی پیکر من درد می‌کند

 

هی سعی می‌کنم که تو را کیمیا کنم

هی دست‌های مس‌گر من درد می‌کند

 

دیر است پس چرا متولد نمی‌شوی؟!

شعر تو روی دفتر من درد می‌کند




:: موضوعات مرتبط: متفرقه، طبیعت
:: برچسب‌ها: ادبیات
چقدر کم کار شدم...!
نوشته شده توسط امید علی نوری در ساعت 22:16
                پارک شهر نظرآباد!!!!

خیلی ترکیب رنگ این تصویر رو دوست دارم

جالبه که با یه دوربین ۲ مگاپیکسل انداختمش

 همین...



:: موضوعات مرتبط: تصاویر
سیر تکامل انسان
نوشته شده توسط امید علی نوری در ساعت 11:53
 

      این تصویر خیلی برام جالب بود

  تکامل انسان

                                                                                      و باز هم تناقض...!!!!

          نظرت چیه؟!



:: موضوعات مرتبط: تصاویر، طبیعت
کپی رایت بله یا خیر؟
نوشته شده توسط امید علی نوری در ساعت 15:35
 شما چقدر تو زندگیتون به "کپی رایت " اهمیت می دید؟!

_ هنرمند و هوادار

_ موزیک ، تصویرو ویدئو

_ فضای مجازی

_ آثار زیر زمینی!!!

واقعا حق با کیه؟ نظرت چیه؟

                                           ©؟ بله یا خیر

دوست دارم متناسب با حال و هوای ایران در مورد این موضوع بنویسم، پس...

برو به ادامه ی مطلب

  



:: موضوعات مرتبط: یه سوال دارم...
چند تا سوال ازم پرسیدن
نوشته شده توسط امید علی نوری در ساعت 21:54
 چند تا سوال ازم پرسیدن!

  یه جنبشی راه افتاده به اسم جنبش ((سوال)) نمی دونم...

خلاصه ما هم به این جنبش دعوت شدیم البته که رسم ادب بر اینه که اگه ما رو به مرگ هم دعوت کردن بریم و بمیریم!

من هم به رسم ادب به سوالاتی که تو این جنبش پرسیده شده جواب میدم البته حتما که...!

 ۱- بدترین اتفاق زندگیم: تولدم 

۲- خوب ترین اتفاق زندگیم: تولدم

۳-...

می تونید ادامه ی این سوالات رو به همراه جوابای من تو  ادامه ی مطلب بخونید و تعجب کنید!!!

 



:: موضوعات مرتبط: متفرقه
اسمشو نیار! + فرهاد
نوشته شده توسط امید علی نوری در ساعت 13:4
دو تا آهنگ

    قبلا هم این آهنگ رو گذاشته بودم رو وبلاگ اما اگه جا داشته باشه باز هم تو هر پست این آهنگ رو می ذارم!

کاریه از "اسمشو نیار!"

امیدوارم لذت کافی رو ببرید!

فرمت فایل : mp3

حجم فایل : ۶.۶ مگابایت

دانلود آهنگ

     و این هم یه آهنگ از مرد موسیقی فاخر ایران فرهاد از آلبوم سبز سفید خاکستری

فقط سکوت

تو هم با من نبودی    مثل من با من

                                                و حتا مثل تن با من

تو هم با من نبودی    آنکه می پنداشتم

                                                     باید هوا باشد...

فرمت فایل : wma

حجم فایل : ۲.۵ مگابایت

دانلود آهنگ



:: موضوعات مرتبط: متفرقه
همین
نوشته شده توسط امید علی نوری در ساعت 15:19

یه داستان کوتاه از خودم

بعد از مدت ها دستم به نوشتن یه داستان راضی شد! فکر می کنم خودم دوسش دارم شما رو نمی دونم!

 می گن قطار یه کم دیر وارد ایستگاه می شه، مگه ساعات معمول حرکت قطارا تعریفی دارن که حالا باید یه کم دیگه هم صبر کنیم؟! در ضمن معلوم نیست این یکم یعنی چقدر، پنج دقیقه، یک هفته... ؟ البته اگه بیشتر از یک هفته بشه باید روی اینکه چادرم رو کجای ایستگاه بر پا کنم، فکر کنم...! ( این که دو کلمه ی " کنم" رو انقدر ناموزون پشت سر هم میارم اصلا مهم نیست چون بدبختانه چادری به همراه ندارم ).

 اگه دوست داشتی بخونیش برو به ادامه ی مطلب

 



:: موضوعات مرتبط: دفتر من
:: برچسب‌ها: داستان کوتاه, ادبیات
the storm
نوشته شده توسط امید علی نوری در ساعت 14:40
 آهنگ the storm از یانی

فکر کنم می خوام تو این پست چیزی رو بذارم که وصف حال همه ست، شاد، غمگین، تنها و...

آهنگ the storm از یانی تو کنسرت ۲۰۰۶ فقط سکوت...

پ.ن: با فرمت mp3ـ حجم فایل ۴.۷۱ مگابایت

دانلود آهنگ



:: موضوعات مرتبط: متفرقه
اول مرغ بوده یا تخم مرغ؟
نوشته شده توسط امید علی نوری در ساعت 14:40
اول مرغ بوده یا تخم مرغ؟

برای هممون سواله ولی کمتر جدی بهش جواب دادیم...

حالا تو چه جوابی داری؟

منتظرم



:: موضوعات مرتبط: یه سوال دارم...