این پست در بازه های زمانی نا معلوم با یادداشت های من به روز میشه...
خب گاهی روش های انتزاعی، می تونه دریچه های نوئی رو بروی ما باز کنه و ما رو به جایی برسونه که با هیچ کدوم از ابزار های موجود نمی شه بهش رسید، البته منظورم اون روش های انتزاعی ایه که لااقل با تجریه های موجود بشر جور در بیاد یا بشه این حدس رو زد که روزی بشر بهش در عمل برسه.
مثلا اندیشیدن در مورد ذرات غیر قابل مشاهده با چشم و ساختن یک مدل ذهنی ازشون، باعث می شه که ما به وجود چیز هایی که به طور ملموس به تجربه در نمیان آگاه بشیم و بعد از مدتی تلاش برای به اثبات رسوندن این مدل، بتونیم با ابزار هایی که بهشون اعتماد داریم مشاهده ی مستقیم و ملموسی به این مدل ذهنی داشته باشیم و چیزی به نام اتم رو کشف کنیم...
پس می بینیم که تخیل و استفاده از روش های انتزاعی می تونه موتور محرکی باشه برای پیش بردن لوکوموتیو بشریت از جایی به جای دیگه!!!
مسئله ای که اینجا مطرح میشه کاربرد این مسائل و عقاید انتزاعی در زندگی روزمره ی ماست، وقتی که به طور مثال فردی به لایه های پنهان فیلم "ادیسه ی فضایی 2001" می رسه و به اون دُز از تخیل، اینجاست که باید پرسید: کاربرد این حد از تخیل در زندگی روزمره ی ما چیه؟
برای سنجش یک مسئله و عقیده ی انتزاعی باید به نمود های اون در واقعیت بپردازیم...
در پایان یک نکته رو متذکر بشم که، قرار نیست کاربرد ها رو به شکل سنتی شون در نظر بگیریم، وقتی از کاربرد می گم منظورم هر شکلشه ، می تونه من رو به خودکشی برسونه، یا به دوست داشتن زندگی، بی اعتباری، سکوت، بی اعتنایی به زندگی و...
اگر برای فرد مفید باشه، کافیه!
همین...
***************************************
پیشنهاد ادبی(!):
این وبلاگ ها رو به همه ی دوست داران ادبیات پیشنهاد می کنم، به خصوص به اعضای انجمن های ادبی ، ستاک، کهور و نیما، هرکدومشون می تونن نقش یه کارگاه ادبی رو داشته باشن:
برای مشاهده ی نظرات قبلی به این پست به اینجا برید (۵۷ نظر)
:: موضوعات مرتبط: بحث آزاد






